وای، چه مشتری گرسنه ای شد. او باید دو پیتزا با دو نفر تحویلدهنده سفارش میداد. یک سیاه پوست برای او کافی نبود.
دیژیتندرا| 51 چند روز قبل
اولین برداشت من از خانم این بود که آیا او را روی جلد مجله دیده ام؟ او یک زیبایی است. اما وقتی بلوزش را درآورد و سینه های زیبایش زیر آن ظاهر شد، دیگر هرگز به صورتش نگاه نکردم. آن مرد دیک خود را به الاغش می چسباند، و من نمی توانم خودم را از سینه هایش جدا کنم - تاب می زنم، انگار هیپنوتیزم می کنم. صداش هم خوبه مخصوصا وقتی که تموم میشه.
سایکز| 17 چند روز قبل
وای، من او را لعنتی می کردم.
مهمان☺☺☺| 30 چند روز قبل
سبزه را تا زمانی که جیغ کشید، لعنت شد. بعد از آن، فکر نمیکنم او بخواهد به این زودی دوباره این کار را انجام دهد. اما هر از چند گاهی باید به غرایز حیوانی خود اجازه بدید.
وای، چه مشتری گرسنه ای شد. او باید دو پیتزا با دو نفر تحویلدهنده سفارش میداد. یک سیاه پوست برای او کافی نبود.
اولین برداشت من از خانم این بود که آیا او را روی جلد مجله دیده ام؟ او یک زیبایی است. اما وقتی بلوزش را درآورد و سینه های زیبایش زیر آن ظاهر شد، دیگر هرگز به صورتش نگاه نکردم. آن مرد دیک خود را به الاغش می چسباند، و من نمی توانم خودم را از سینه هایش جدا کنم - تاب می زنم، انگار هیپنوتیزم می کنم. صداش هم خوبه مخصوصا وقتی که تموم میشه.
وای، من او را لعنتی می کردم.
سبزه را تا زمانی که جیغ کشید، لعنت شد. بعد از آن، فکر نمیکنم او بخواهد به این زودی دوباره این کار را انجام دهد. اما هر از چند گاهی باید به غرایز حیوانی خود اجازه بدید.